تبليغاتX
موسیقی دقایق

























موسیقی دقایق

دقایق مال توست پس هر چه تو بخواهی

سلام

دوباره بعد از مدت ها اومدم

یه راهنمایی ازتون میخوام خداییش کمکم کنید

من میخوام این وبلاگو تغییر بدم چون حس میکنم خسته کنندس دئست دارم به یه وبلاگ خوب یاحداقل دوست داشتنی تبدیل شه

به نظر شما حرفای دلمو بنویسم ودرمورد چیزایی که نظر میدید بنویسم بهتر نمیشه وبم

لطفا کمکم کنیدضمنا اگر وبو تغییر بدم بعضی از پست های قدیمی رو حذف میکنم

خواهشا این یه بارو درست و حسابی جوابمو بدین

بای

| شنبه هشتم بهمن 1390 | 23:50 | مانی| |

سلام سلام خاله غورباقه

چطورین بروبچاخ دلم واستون تنگیده بود اخ خیلی دلم تنگیده بود

رفته بودم کمی کتاب بخلم و کمی لی لی و شادی کنماین سیستمم قاد زده بو و به هیچ صراطی هم مستقیم نبودداشت عصبای نخاییم جرمیخورد از دستش

ولی به هول قوه ی الهی ریکو راستش کردیم وحالا داره مثل رخش کار میکنه

از اوناییم که نظریده بودن معزرت میخوام جواب ندادم چون سیستمم شیزوفرنی گرفته بود

درهر حال من دوست دارم...همه چیز را...بخصوص شما دوست عزیز

این پیام امشب بود که یکم بعداز مدت ها مغزتون اب بندی شهنظر بدید ها وگرنهکلاهتون پس معرکس

دوستتون دارم ..................بای...............

قلب.قلب های زیبا.رویایی

| شنبه دوازدهم شهریور 1390 | 2:2 | مانی| |

شلام شلام صد تا شلام

یه خبر که نمیدونم خودم بیشتر باهاش حال میکنم یا شما واسه من حال میکنین

دیگه تعطیلات و یللی تللی تموم!خداییش حال داد ولی تازه اول تابستونه وبازم مونده!

شما چیکار کردید بعد از امتحاناتتون؟   ایا برنامه ای واسه تابستون دارید؟

   این سئوالیه که میخوام بهش جواب بدید

متفکران ایرانی از همین حالا خسته نباشید..برید ببینم چیکار میکنید

این عکس به عشق شما میزارم که دوستتون دارم خوشملا

عکس های خاص . عاشقانه . قلب

باااااااااااااااای

| شنبه چهارم تیر 1390 | 23:59 | مانی| |

شلام گلای نوشکفته من

دلم واستون تنگیده بود  بالاخره امتحانات تمومومن یه نفس راحت کشیدم

و...................فردا میخوام برم ولگردیباز فکر بد...اون ولگردی نه   این ولگردیمیخوام برم خرید          و............پیش ابجیمدلم انقدر واسش تنگیده

انقدر  از خوشی ناخوشم که دوباره اومدم پیشتون

دوستتون دارم

بابای

| سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 | 1:46 | مانی| |

شلام

من باز تشریف فرما شدم

میدونم دلتون واسم تنگیده بود اما چه کنم این معلمای ضاقارت زده ما نمیزارن ما به عشقمون(بازدیدکنندگان وبمون)برسیم

انقدر هی میگن هی میگن که ضرتی میفتن قرمه سبزی

حالا ما دیروز حسابی زدیم خ۰۰زخ...ل بازی (مدل مودبانه)چون ساری بی افشو دید و اونی رو که دوست داره امشب مای و پاپیش اینجا بودن

وبا خود گفتیدم که باید برای این دختر انتی خز بخرم

خوب امشب خیلی برنامه داشتم ولی با اومدن اینا به هم خردید

گوشیمم نشارژیم از همه بدتر اخه هرکی به من اس یا تک میزنه با گوشی مامیم جوابشو میدم

مسی ام که انگار توهم زده عین گرتیا اژیر خطر میزنه کاملا خودکار

خوب بای تا های به قولی بعضی ها

 

| سه شنبه سی ام فروردین 1390 | 0:8 | مانی| |

شلام به همه شما گل های ناز باغچه ی مینو

خوب دلیل سئوالم تو پست قبل رو بعد از حالت خودم توی وقت سال تحویل میگم

من وقت سال تحویل خیلی انرژی داشتم و خوشحال بودم تازه بعداز سال تحویل نشستم فیلم دیدم

حین سال تحویل منو خواهرم و دختر عموم دست همدیگرو گرفته بودیم و دعا میکردیم تازه بعداز سال تحویل منو دخترعموم پاشدیم رقصیدیم و انقدر خندیدیم

خوب دلیل سئوالم:میگن وقت سال تحویل توی هر حالتی (شادی خواب ناراحتی)باشی

تا اخر سال این حالتو زیاد توی خودت میبینی

خوب دیگه بای بای

0nuxqxx5u4j6c4j84jl.jpg

| پنجشنبه یازدهم فروردین 1390 | 1:7 | مانی| |

سلام

سلام

سلامی به گرمی وجود شما در وبلاگ من حقیر خفن

دیر عیدو تبریک گفتم ولی حالا میگم عیدتون مبارک 

این عید انقدر مهمون داشتیم که کمرم در حال شکستنه زیر بار سنگین  مهمونامون

ولی بین خودمون باشه اتفاقاتی هم افتاد که یه کوچولو خیلی باحال بود که نمیشه گفتش

یه عروسی هم رفتم که بماند منو مهسا جون حسابی خندیدیم و...

درهر حال یه سئوال ازتون دارم که سئوال خوبی توی سال جدید هستشبعدا دلیل سئوالمو میگم

لحظه ی سال تحویل در چه حالت روحی یا حرکتی بودید؟ (منظورم:شاد غمگین خواب ....)

نی نی های خوشملم دوستتون دارم

بابای                                                                

| شنبه ششم فروردین 1390 | 0:23 | مانی| |

سسسسسسسسسسسسلام

حالتون خوفین

عیدتون پس و پیش مبارکانشاالله که سال خوبی باشه واسه همتون

یه مدت نیستم اخه میخوام برم ولگردی خونه فامیلا و عشق وحال

جاتون بازم خالی ما دیگه فردا مدرسه نداریمیعنی خودمون تعطیلش کردیم

تا کور شود هر انکس که فردا مجبوره بره مدرسه

خوب در هر حال دوستتون دارم

تا چشم منو دور دیدین نگین بیخیال نظر

اگه اومدم نظر نداده باشین میکشمتون

عید به همتون خوش بگزرهعیدتون مبارک

ببببببببببببببببببببببببببباییییییییییییییی

| سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 | 0:55 | مانی| |

وقتی که بچه بودم فکر میکردم هر لحظه یه فرشته هست که همراهمه

حتی حس میکردم عروسکایی رو که مامان بابا واسم میخریدن رو اون واسم فرستاده

فکر میکردم اون همیشه مراقبمه و اون دوست داشتنی ترین دوست دنیاست

اما

.

.

.

وقتی بزرگ شدم فهمیدم فرشته ای در کار نبود

و اون کسایی که مراقبم بودن اول خدا بعد پدر و مادرم بودن

پدر ومادر بهترین فرشته های دنیا هستن

مامان بابا دوستتون دارم

عاشقانه.قلب.خاص.رویایی

| یکشنبه پانزدهم اسفند 1389 | 22:34 | مانی| |

این هفته یکمی دیر گذشت نمیدونم چرا ولی هر چی بود حال گیر بود

امروز اوضاع احوال تو کلاس شیمی به هم ریخته بود

فضای رعب وحشت مارو تحت تاثیر قرار داده بود

اخه هم امتحان داشتیم هم معلممون یه نظر سنجی اورده بود که داده بودن به مدیرمون

در مورد معلممون چیزای مسخره ای نوشته بود اون همکلاسی ناشناس اصلا معلوم نبود حالش خوب بوده که اونارو نوشته

در هر حال در مورد منو مهسا هم نوشته بود که همش با معلم گپ میزنیم

بعد یه لحظه بچه ها دور معلممونو گرفتن منو مهشید هم به دور از چشم معلم عین خلو چلا همدیگرو به شوخی میزدیم که یکهو معلممون گفت مانی و مهشید چرا کشتی میگیرید

بد جور ضایع شدیم ولی حسابی خندیدیم

تا پست بعدی بایییییییییی

| پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389 | 0:22 | مانی| |

بازم سلام

جاتون خالی امروز رفتیم انجمن نمایش

زود قضاوت نکن بزار بقیشو بگم

۶تا دختر خل و چل بودیم با یه معلم تئاتر و یهفرد با تجربه تو کار نمایش

دست بر قضا توی این انجمن فقط این فرد با تجربه مذکر بود

بیچاره میگفت جدی باشین ما بدتر میخندیدیممیگفت حالت چهره یه فرد عصبانی رو دربیارین

ما انگار قلقلکمون میدادند

بیچاره خودشم داشت خل و چل میشدانقدر تقلید معلمارو دراوردیم شک کرده بود که حتما تقلید اون رو هم در میاریم

به همین خاطر اصلا چیزی نمیگفتو خیلی متین نشسته بود

ولی خداییش شبیه عمو پورنگ بود

امیدوارم هر روز دلتون مثل امروز ما خوش باشه

نظر یادتون نره

بای

| چهارشنبه چهارم اسفند 1389 | 22:45 | مانی| |

جاتون خالی امروز با خونواده ی عموم(منظورم زنعمو دختر عمو وپسر عو اخه عموم فوت شده)

رفتیم خونه ی عمه جونم خوب بود بد نبود ولی بابام نیومد اخه کار داشت خواهرم هم رفته بود دانشگاه ولی بازم حال داد

ولی بدترین جاش اونجا بود که تو ماشین داشتم میاوردم بالا

در هر حال خوب بود

بای

| سه شنبه سوم اسفند 1389 | 0:28 | مانی| |

منم دلتنگ

تو هم دلتنگ

پس چرا  انقدر قدمهای دور

به جای هر لحظه نزدیک شدن به لحظات

پس چرا داریم دور میشم؟

میدونم بودن با تو احساسی ملایم داره

عاشقانه.خاص.رویایی

| یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389 | 0:48 | مانی| |

سلام

ازتون یه سئوال دارم

اگه گفتین من پسرم یا دختر

دوست دارم خداییش تلاش خودتونو واسه جواب دادن بکنید

برید فکر کنید از همین حالا خسته نباشید میگم به شما متفکران ایرانی

خدا همراهتون بیبی های خوشگل من

| یکشنبه هفدهم بهمن 1389 | 23:35 | مانی| |

| شنبه شانزدهم بهمن 1389 | 23:26 | مانی| |

بازم سلام

جاتون ایندفعه بیشتر خالی چوننننننننننننن............. امروز رفتم زبانسرا واسه امتحان ترم اخر

جاتون خالی حسابی با بروبچ تقلب(افراد زیر۱۶سال این کلمه رو جدی نگیرن) کردیم

حسابی هم همه گند زدیم تو امتحان

در هر حال باکی نیست و همچنان در گند زدن رتبه ی اول رو حفظ کردم 

| شنبه شانزدهم بهمن 1389 | 0:31 | مانی| |

همه ی ستاره ها منتظرن تا تو بیای

دستای من تو دستای تو بریم باهم تا اون بالا

که دست هیچ حسود و بخیلی به ما نرسه

تا کور شود هر انکس که نتوان دید

اما....پس چرا نمیای؟

من منتظرم

| جمعه پانزدهم بهمن 1389 | 1:7 | مانی| |

وای داره از خوشی لوگوموتیو عقلم از ریل خارج میشه

اخه سه روز تمام تعطیلی داریم

ولی در عوض سه تا امتحان خوشمل و حالگیر دارم

نمیدونم خوشحال باشم یا از بدبختی قاطی کنم

امیدوارم توی این سه روز به همه خوش بگزره

واسه امتحانای منم دعا کنید

بای

| چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389 | 1:59 | مانی| |

 امروز اولین روز انجمن نمایش بود بود و حسابی سوتی دادیمو خندیدیم

و از اون بدتر امروز مریض شدم ودو تا امپول نثارم کردن

واسم ارزوی موفقیت کنید

| یکشنبه دهم بهمن 1389 | 1:6 | مانی| |

ایول چون جاتون خالی معلمم رضایت داد و روز قبل از اربعین تو مدرسمون مراسم شله زرد خورون داشتیم۰

راستی توی انجمن نمایش هم عضو شدم

امیدوارم برام ارزوی موفقیت کنید

| پنجشنبه هفتم بهمن 1389 | 0:11 | مانی| |

کفگیر اعصابم ته دیگ خورد

اخه امروز معلم فیزیکمون گفته بود که اگه امروز کلاس جبرانی نریم دیگه نباید بریم

بعدش!!!!!!!!!!!ظهر خواب موندم

الانم داره مخم سوت میزنه

انگار تو استادیوم ازادیم این عدالت نیستشما بگین این عدالته؟

| یکشنبه سوم بهمن 1389 | 0:30 | مانی| |

گاهی اوقات باید گذشت تا با گزر زمان ازت بگزره

میخوای ازش بگذری نه؟

کارت پستال الکترونیکی عاشقانه,عکس عاشقانه,گالری نایت اسکین,کارت الکترونیکی,کارت هدیه,کارت پستال تولد

| جمعه یکم بهمن 1389 | 2:54 | مانی| |

من جزو اون دسته از ادم ها نیستم که بیشتر اوقات احساسات واقعیشون رو زیادی به کسی نشون بدن اما واقعا این یه اخلاقم خوبه چون موسیقی احساسمو زیر سئوال نمیبره

تو چی؟

| جمعه یکم بهمن 1389 | 2:31 | مانی| |

این اولین پست من توی این وبلاگه توی این وبلاگ ازادی بیان وجود داره امیدوارم هر چی توی دلتونه واسم بنویسید

توی این پست میخوام در مورد صبر بگید

درمورد تصویری که از صبر دارید یا تجربه ای که صبر نقش مهمی داشته توی اون واسم بنویسید ونظر بدید

درمورد موضوع پست بعدی هم بنویسید وسه تا از نظراتو که از همه بهترن هر هفته برگزیده ی همه ی نظرات میکنم

باتشکر

| پنجشنبه شانزدهم دی 1389 | 23:42 | مانی| |

Design By : shotSkin.com